close
تبلیغات در اینترنت
دانلود آهنگ شاد
loading...

دانلود آهنگ شاد

اهنگ شاد,دانلود آهنگ شاد ایرانی,اهنگ شاد 93,اهنگ مجلسی شاد عروسی 1393,دانلود اهنگ شاد عروسی,اهنگ شاد 2014,شادترین آهنگ ایرانی,آهنگ شاد سنتی

دانلود آهنگ سریال پنچری

بازدید : 157 یکشنبه 11 تير 1396 نظرات ()

دانلود آهنگ تیتراژ سریال پنچری با صدا و خوانندگی میثم ابراهیمی

اهنگ پایانی مجموعه با کیفیت اصلی 320

دانلود تیتراژ پنچری

دانلود آهنگ سریال پنچری

 

دانلود تیتراژ با لینک مستقیم و کیفیت بالا | Download

پنچری داستان پسری است که همه مقدمات را چیده تا به دختر مورد علاقه اش برسد اما در این مسیر اتفاقاتی رخ می دهد که او برای رسیدن به خواسته اش همه اطرافیانش را به چالش می کشد و…

مهران غفوریان، رضا داوودنژاد، یوسف تیموری، حمید لولایی, رضا نیکخواه، زهره فکور صبور، مائده طهماسبی ، مریم سعادت ، شهین تسلیمی ، شهره سلطانی و … از بازیگران سریال هستند.

دانلود سریال عاشقانه قسمت چهاردهم 14

بازدید : 175 جمعه 09 تير 1396 نظرات ()

دانلود سریال عاشقانه قسمت چهاردهم 14

دانلود سریال عاشقانه قسمت چهاردهم 14

خلاصه داستان قسمت چهاردهم عاشقانه : سهیل از پگاه درخواست میکند که به او پول بده و سند خانه را به نام او بزند تا چیزی از جریان قتل گیسو به کسی نگوید.
از طرفی محمود و نوچه هایش پیمان را پیدا میکنند و او را کتک میزنند تا آدرس هدیه را به او بدهد و بعد از آن هدیه سراغ محمود می آید.همچنین رضا که به سهیل مشکوک است از رابطه مجدد او با پگاه بیشتر به او شک میکند و دوباره به سراغ او و پگاه می رود تا در خصوص خواهرش گیسو از آنها سوال کند.

تاریخ پخش : چهارشنبه 14 تیرماه

 


لینکهای دانلود قسمت 14

دانلود با کیفیت ۱۰۸۰ – 3000 تومان

دانلود با کیفیت ۷۲۰ – 2500 تومان

دانلود با کیفیت ۴۸۰ – 2000 تومان

دانلود با کیفیت ۳۶۰ – 1000 تومان


آنچه در قسمت چهاردهم خواهید دید : دانلود تیزر

دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد

بازدید : 148 پنجشنبه 08 تير 1396 نظرات ()

دانلود قسمت دوم از فصل 2 شهرزاد

قسمت 2 فصل دوم سریال شهرزاد با لینک مستقیم و 4 کیفیت متفاوت

دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد

لینکهای دانلود

دانلود با کیفیت 4k

دانلود با کیفیت 1080p

دانلود با کیفیت 720p

دانلود با کیفیت 480p


تیزر این قسمت - دانلود


قسمت ۲ فصل دوم سریال شهراد به دلیل همزمان شدن با تعطیلات عید فطر با یک هفته تاخیر روز دوشنبه 12 تیرماه پخش خواهد شد. همچنین پیش فروش آن دو روز قبل در سایت ما شروع میگردد.

کارگردان : حسن فتحی / ژانر : عاشقانه تاریخی / سال ساخت : 1395-1396 / بازیگران : شهاب حسینی , نرانه علیدوستی , مصطفی زمانی , رویا نونهالی , مهدی سلطانی و ...

دانلود قسمت سیزدهم سریال عاشقانه

بازدید : 122 چهارشنبه 07 تير 1396 نظرات ()

دانلود قسمت سیزدهم سریال عاشقانه

Download Part 13 Asheghaneh Serial

منتشر شد + پسورد فایل قرار گرفت.

دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال عاشقانه

 

ژانر : اجتماعی ، عاشقانه

سال ساخت : 1395-1396

تهیه کننده : مهدی گلستانه و هومن کبیری

نویسندگان : علیرضا کاظمی پور و سعید جلالی

کارگردان : منوچهر هادی

خلاصه داستان قسمت سیزدهم عاشقانه : پیمان دنبال هدیه میگردد تا او را پیدا کند . همچنین سهیل دوباره نزد پگاه می رود و به او میگوید برو خودت را تحویل پلیس بده چون رضا فهمیده است که سهیل در خانه خواهرش گیسو بوده است و پول را از او گرفته است و فکر میکند من قاتل هستم . از طرف دیگر پیمان با ریجانه خواهرش به خواستگاری درسا می رود و آنها جواب رد به او می دهند و …. .

بازیگران : محمدرضا گلزار , مهناز افشار, حسین یاری ,ساره بیات , هومن سیدی ,پانته آ بهرام ,بهاره کیان افشار,حمیدرضا پگاه, سارا رسول زاده,مسعود رایگان,علیرضا زمانی نسب و فرزاد فرزین

 


لینکهای دانلود قسمت 13

دانلود کیفیت 4k (3500 تومان)

دانلود کیفیت 1080p (3000 تومان)

دانلود کیفیت 720p (2500 تومان)

دانلود کیفیت 480p (2000 تومان)

دانلود کیفیت 360p (1500 تومان)

پسور فایل : 96ba04apa***dena7654dbc346

بیوگرافی داریوش اسدزاده و همسرش

بازدید : 120 یکشنبه 04 تير 1396 نظرات ()

داریوش اسدزاده

بیوگرافی و زندگینامه

  داریوش اسدزاده بازیگر سینما و تلویزیون متولد 1 آذر 1302 در کرمانشاه می باشد و هم اکنون 94 سال سن دارد.

او فارغ التحصیل از دانشکده بازرگانی و دارایی است. وی فعالیت هنری خود را سال 1324 در تئاتر تهران آغاز کرد و از طرف مرکز هنرهای ملی به جشنواره تئاتر پاریس اعزام شد و بعد از مراجعت به کارگردانی تئاتر مشغول شد و در سال 1346 بنا به دعوت یکی از استودیوهای فیلمبرداری عازم مینالوتا آمریکا شد و در فیلم «در آمریکا اتفاق افتاد» به عنوان نویسنده و بازیگر فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد.

وی در سال 1365 به وطن بازگشت و درسینما و تلویزیون ایران مشغول شد. از دیگر فعالیت های وی می توان به سمت ریاست انجمن بازیگران سینمای ایران و در سه دوره جزء اعضای داوران فیلم های ایرانی خانه سینما اشاره کرد. او همچنین ریاست هیأت مدیره مؤسسه فرهنگی هنری «کیمیا» را عهده دار است.

پدرش ارتشی بود و زاده تهران و ساکن و بزرگ شده خیابان ری. او فرزند اول خانواده و دارای دو خواهر و یک برادر است. او تا پنج سالگی به همراه خانواده، در کرمانشاه زندگی کرد و در سال ۱۳۰۷ همراه با خانواده به تهران مراجعت کرده و دوره‌های تحصیلی از ابتدایی تا دانشگاه را در تهران سپری کرد.

داریوش اسدزاده در سال 91 نشان درجه یک فرهنگ و هنر را از سوی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی دریافت نمود.

 

بواسطه رابطه خود با دولت مردان قبل از انقلاب و فعالیت وی در هنر در سال ۱۳۳۵ از طرف اداره کل هنرهایی زیبایی که دست داماد شاه بود برای بزرگترین فستیوال بین المللی تئاتر برای اولین بار بعنوان نماینده ایران عازم پاریس شد و به مدت سه ماه به تحقیق و مطالعه پرداخت

ازدواج و همسر

داریوش اسدزاده در سن 76 سالگی در سال 78 با طاهره خاتون میرزایی ازدواج کرده است، حاصل این ازدواج دو فرزند پسر بنام های کوروش و آرش می باشد.

عکس داریوش اسدزاده و همسرش

داریوش اسدزاده و همسرش

عکس دوران جوانی داریوش اسدزاده

عکسی قدیمی از دوران جوانی داریوش اسدزاده در سال 1320

گفتگو با داریوش اسدزاده 

* داریوش اسدزاده چگونه وارد عرصه بازیگری شد؟

این هنرمند می‌گوید: برخلاف میل پدرم وارد عرصه هنرپیشگی شدم. در شباب زندگی و نوجوانی آن زمانی که پدر زنده بود و من را به تعزیه و سیاه‌بازی می‌برد، خیلی علاقه‌مند به سیاه‌بازی شدم. پدرم می‌گفت اگر درس‌هایت را خوب بخوانی سیاه بازی می‌برمت. ما هم به هوای آن درسمان را خوب می‌خواندیم؛ البته جایی نبود، یک محلی بود روبروی پامنار و یک تئاتری بود به نام تئاتر سعادت، آنجا می‌رفتیم و کم کم علاقه‌مند به این کار شدیم. همچنین در عروسی‌هایی که سیاه‌بازها می ‌آمدند و کارهای نمایشی انجام می‌دادند. در سال 1319 برخلاف میل پدرم وارد عرصه هنرپیشگی شدم. بعد از سه سال که دوره دیدم دیگر یک هنرپیشه و هنرمند شده بودم و وارد تماشاخانه تهران شدم که البته در کتاب آخر که نوشتم همه را شرح داده‌ام. کار را ادامه دادیم، کمی پخته شدیم و بعد نویسنده و کارگردان شدیم. نقش اول تئاتر شدیم. از سال 1327 هم وارد سینما شدم. در سال 1335 بود که به جشنواره تئاتر پاریس از طرف اداره هنرهای ملی رفتم. به هر ترتیب دوران را این‌طور گذراندیم.

* داریوش اسدزاده  هنوز خسته نیست

اسدزاده با وجود اینکه 92 سال از خداوند عمر گرفته است از کارش احساس خستگی نمی‌کند و می‌گوید: هر کاری که عاشقش باشید، عشق داشته باشید، مثلا موزیسین باشید، نویسنده باشید یا بازیگر باشید وقتی عاشق باشید هیچ وقت خسته نمی‌شوید. حتی اگر 48 ساعت هم کار کنید. وقتی وارد کار اداری شده بودم وقتی دو ساعت پشت میز می نشستم فرار می‌کردم. اما در سینما این تجربه را داشتم که 48 ساعت بی‌خوابی بکشم، وقتی آدم عاشق باشد خیلی چیزها را تحمل می‌کند.

داریوش اسدزاده می‌گوید: من هنوز هم در سن 92 سالگی عاشقانه به کار ادامه می‌دهم. این کار بدون عاشقی ممکن نیست. من چندین دهه را پشت سرگذاشتم اما هنوز هم عاشق و علاقه‌مند این کار هستم.

داریوش اسدزاده

* هر چه آمدیم جلوتر عقب رفتیم!

وقتی از او می پرسیم چرا سریال‌های قدیمی حس خوبی داشتند؟ پاسخ می‌دهد: بشر رو به تکامل است؛ یعنی هر چه جلوتر می‌آید باید پیشرفت کند. در هر فنی، در هر حرفه‌ای و در هر شغلی. اگر این کار را نکند عقب می‌ماند. اما الان هر چه آمدیم جلوتر، عقب رفتیم و نتوانستیم جلو برویم.   

 * از وضعیت سریال‌ها و فیلم‌هایمان متأسف می‌شویم

داریوش اسدزاده اظهار می‌کند: وضعیت سریال‌ها و فیلم‌هایمان را که می‌بینیم، متأسف می‌شویم؛ البته می‌گوییم که خیلی خوب شده، ولی دروغ می‌گوییم. نمی‌خواهیم قبول کنیم کارها خوب پیش نمی‌رود؛ البته فیلم‌های خوبی هم داریم. در سال، 100 فیلم ساخته می‌شود اما وقتی شما آن‌ها را نگاه می‌کنی شش – هفت فیلم قابل نمره دادن است.

داریوش اسدزاده بازیگر پیشکسوت می‌گوید: آدم بعضی فیلم‌ها را وقتی نگاه می‌کند، یاد فیلم «دختر لر» در سال 1312 می‌افتد. متأسفانه الان خیلی از کارها از نظر سوژه، داستان و کارگردانی ضعیف است.

* «سمندون»؛ اولین کار داریوش اسدزاده بعد از انقلاب
این هنرمند با اشاره به اینکه کارهای زیادی قبل و بعد از انقلاب داشته است، می‌گوید: قبل از انقلاب در 100 فیلم بازی کردم. بعد از انقلاب هم در 100 فیلم بازی کردم، تئاتر بازی کردم و نویسندگی کردم. بعد از انقلاب هم خیلی کارها داشتم. بعد از انقلاب وقتی که آمدم اولین کارم «سمندون» بود و بعد «خانه سبز» و «همه فرزندان من» بود.

عکسهای داریوش اسدزاده

* خاطرات اسدزاده از زنده‌یادان خیرآبادی و شکیبایی
اسدزاده به ارتباط خانوادگی و صمیمی‌اش با خسرو شکیبایی اشاره می‌کند و با بیان خاطره‌ای از او، توضیح می‌دهد: با آقای خسرو شکیبایی خیلی صمیمی بودم، رفت و آمد داشتیم، به خانه ما می‌آمد و با خانواده‌اش – پسر و همسرش – آشنا بودم. با خانم خیرآبادی هم که از سال 1326 در تئاتر کار می‌کردیم، صمیمی بودیم. انسان شاد و گرمی بود و تقریبا یک فامیل بودیم و این صمیمیت بود که کار را گرم می‌کرد. این صمیمیت است که الان تصنعی است و نیست. دیگر آن صمیمیت را نداریم. به داستان‌هایی که می‌توانستیم آن زمان بپردازیم دیگر نیست. اگر هم باشد خیلی کم است. این‌هایی که من می‌بینم کارهای قشنگی نیست.     

* کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود

وقتی از او می‌پرسیم آخرین سریال خوبی که دیدید چه بود؟ می‌گوید: کارهای خوبی که دیده باشم درست یادم نمی‌آید. ذهنم به یغما رفته است، این طبیعت خیلی ظالم است. اما خوب کارهای خوب هم داشته‌ایم. «خانه پدری» بد نبود. بنابراین کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود. اما الان چیزی که بتوانم بگویم ندارم.

* نپرسید! من نمی‌توانم چیزی بگویم
وقتی از داریوش اسدزاده می‌پرسیم چرا هنرپیشه‌های الان چهره‌شان را دست کاری می‌کنند؟ می‌گوید: نپرسید! من بعضی وقت‌ها متأسف می‌شوم که بعضی‌ها فقط برای چهره آمده‌اند و عاشق نیستند. من نمی‌توانم چیزی بگویم چون همه آنها را دوست دارم. من همیشه می‌گویم بچه‌ها بروید مطالعه کنید. بروید بخوانید. هر چه بخوانید در کار واردتر و عمیق‌تر می‌شوید. نگاه کنید، این‌طور نیست که فقط جلوی دوربین بروید، دو کلمه بگویید و بیرون بیایید. یک بازیگر خیلی کار دارد. برای چه می‌گویند اولین شغل دنیا کار بازیگری است. برای اینکه حرف زیادی در آن است هر چه بگویم کم گفتم. اما حالا شده یک چیز کوچه بازاری. شاید من تاکنون هفت، هشت هزار جلد کتاب خواندم و الان هم می‌خوانم. به هر جهت باید به این جوانان بگوییم از توی کوچه خیابان می‌روی، بازیگر می‌شوی، آخر سوادت چیست، چه خوانده‌ای؟

* نقش‌های منفی اصلا به من نمی‌خورد
وقتی از داریوش اسدزاده  می پرسیم کدام یک از نقش‌هایی را که تاکنون ایفا کرده است، دوست دارد، می گوید: نقش های منفی اصلا به من نمی‌خورد، در یکی از سریال‌ها ابتدا نقشم کمی منفی بود، یکی از مخاطبان در خیابان من را دیده بود و می‌گفت شما چرا نقش منفی بازی کردید، اصلا به شما نمی‌آید. من هم گفتم آخر داستان هنوز نرسیده و نقش من کاملا منفی نیست. اما به هر ترتیب به چهره‌ام نقش منفی نمی‌آید.

بیوگرافی داریوش اسدزاده
* تعدد شبکه‌ها را نمی‌پسندم
داریوش اسدزاده درباره‌ی تعدد شبکه‌های تلویزیونی می‌گوید: تعدد شبکه‌ها را نمی‌پسندم، کار قشنگی نیست. مردم را گم می‌کند، گیج می‌کند، 25 تا شبکه است! برای چه، چرا؟ مگر مردم چه می‌خواهند، نمی‌دانم به هر حال عقیده و سیاست است. من وارد سیاست نمی‌شوم. اما به نظر من کار قشنگی نیست.

* تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم
وقتی از داریوش اسدزاده می‌پرسیم اگر کاری از طرف تلویزیون پیشنهاد شود کار می‌کنید؟ کمی گله‌مند می‌شود و می‌گوید: تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم. چون پول نمی‌دهند، من همیشه طلبکارم. از سینما طلبکارم، از تلویزیون هم طلبکارم. اصلا سابقه نداشته به این وضع گرفتار شوم. تئاتر که کار می‌کردیم شب به شب پولمان را می‌گرفتیم. کارها که دولتی نبود. خصوصی بود. یک شخصی می‌آمد یک تشکیلاتی را درست می‌کرد، پول ما را هم مثل اداره، هفته به هفته ماه به ماه می‌داد. وقتی دولتی شد به این شکل درآمد. هیچ کاری را ترجیح نمی‌دهم. تنمان سالم است اما نمی‌توانیم که کار مجانی انجام بدهیم. خیلی‌ها الان هستند برای اینکه چهره شوند دوست دارند مجانی کار کنند. بروند با همان‌ها کار کنند.

* ورزشکار بودم اما دیگر نمی‌توانم ورزش نمی‌کنم
داریوش اسدزاده به هنرمندی شهرت دارد که تاکنون برای حفظ سلامتی و شادابی‌اش ورزش کردن را فراموش نکرده است. وقتی از او می‌پرسیم راز سلامتی و شادابی شما چیست؟ در پاسخ می‌گوید: دیگر نمی‌توانم ورزش کنم. من بهترین فوتبالیست و والیبالیست بودم، در آن دوران مسابقاتی که شرکت می‌کردم، کسی در دویدن به پای من نمی‌رسید، برنده دو بودم، خب ما خودمان را سالم نگه داشتیم. اینطوری است. در دو یا فوتبال در شهباز ورزشکار شماره 3 بازی می‌کردیم. آن موقع خاکی بود و شن. آنجا ورزش می‌کردیم، زمین می‌خوردیم تمام پاهای من زخم بود. آن موقع که ما ورزش می‌کردیم ورزش به این شکل نبود. خدا بیامرزد مادرم را. همیشه یا شلوارم پاره شده بود یا کفش‌هایم. در امجدیه که الان شهید شیرودی است، جزو ورزشکاران بودم و کسی در دوی صد متر به من نمی‌رسید. الان به این روز افتادیم، روزگار این است دیگر.

فیلمهای داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در ادامه می‌گوید: ما همش خواندیم، نوشتیم، تئاتر و سینما درجه هنری وزارت ارشاد به من داده. دانشگاه رفتم. خب که چی؟ هیچی؟ اما اگر من عاشق این کارم نبودم الان وزیر دارایی بودم. پشیمان نیستم چون عاشق کارم بودم. هنرپیشه‌های خوب ما که الان کار می‌کنند چه در تئاتر چه در سینما چه ترفیعی دارند جز اینکه یک مجسمه به اسم حلبی به قول اکبر عبدی مجسمه گچی، دریافت کنند. حداکثرش و نهایت افتخار این است.

* افتخارات زیادی داشتم
داریوش اسدزاده با اشاره به افتخاراتی که تاکنون دریافت کرده است، می‌گوید: شما کتابخانه من را ببینید چه قدر افتخارات دارم. از وزیر گرفته تا معاونان. آیا یک قران بابت این‌ها به ما می‌دهند. ما هم زندگی باید کنیم. نمی‌شود خیلی چیزها را گفت. دوره الان خیلی بهتر از قدیم شده. آنقدری که الان تشویق می‌کنند و جایزه می‌دهند قبلا نبود ولی آن چیزی که باید و شاید نیست.

  
* کتاب‌های اسدزاده از زبان خودش

اسدزاده این روزها می‌نویسد. او پیش از این تالیفاتی هم داشته است.

این نویسنده درباره‌ی کتاب‌هایی که تاکنون نوشته است، می‌گوید: کتابی راجع به تئاتر نوشتم با عنوان «سیری در تاریخ تئاتر ایران از قبل از اسلام تا 57»؛ کتاب دیگری نوشتم با عنوان گزیده‌هایی از تاریخ ایران. کتاب سومم هم با عنوان «تماشاخانه تهران» است که حدود سه سال نگارش و تحقیقات آن طول کشیده و با همکاری دوستان خوبم‌، غلامحسین دولت آبادی‌، اعظم کیان افراز و سیدمهدی واقفی به نتیجه رسید. این کتاب درباره تماشاخانه‌ای است که برای اولین بار در ایران احداث شد و اجرای دائمی تئاتر در ایران را بنا گذاشت که در سال‌های پیش از آن وجود نداشت و تئاترها را به صورت خیریه اجرا می‌َ‌کردند. این روند با تلاش سید علی خان نصر آغاز شد. تجربیات و نگاه خودم را به عنوان بازیگر و کارگردان در سال‌های 1320 در این کتاب ارائه کرده‌ام این کتاب حاوی عکس‌هایی قدیمی متعلق به آن دوران هم هست که فکر می‌کنم برای مخاطب پیگیر قابل توجه باشد.

* «تهران قدیم» را می‌نویسم
داریوش اسدزاده می گوید: «تهران قدیم» هم چهارمین کتابی است که تازه شروع کردم بنویسم که دو سه سال طول می کشد. و اکنون در حال چاپ کتابی به نام «تماشاخانه تهران» هستم که سال‌ها شاهد بوده‌ام روایت کنم.

او در ادامه‌ی گفت و گوی خود به کسانی که دنبال هنرپیشگی هستند، می‌گوید: به بچه‌هایی که عشاق سینه چاک هستند توصیه‌ام این است این کار ما بدبختی دارد، این کار ما پول ندارد، این کار ما عشق است، اگر عشق دارند بیایند. اگر نیستند نیایند و عمرشان را تلف نکنند. چهره شدن زندگی نیست، چهره شدن معنا ندارد. باید مطالعه بکنی، گرسنگی بکشی، در اجتماع برخی‌ها مخالفت باشند این چیزهاست. اگر خوب بود بچه‌هایم که خیلی هم عاشق این کار بودند، وارد بازیگری می‌کردم. خیلی از بازیگران هستند که بچه‌هایشان را وارد کار کردند که من مخالفم.

داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در دورهمی

داریوش اسدزاده در کنار مهران مدیری در برنامه دورهمی

بیوگرافی داریوش اسدزاده و همسرش

اکران خصوصی فیلم رگ خواب

بازدید : 121 پنجشنبه 01 تير 1396 نظرات ()

اکران خصوصی فیلم رگ خواب

مراسم افتتاحیه و اکران خصوصی فیلم رگ خواب به کارگردانی حمید نعمت اله شامگاه روز چهارشنبه 31 خرداد ماه 96 با حضور جمعی از بازیگران و عوامل فیلم در در خانه همایشهای فرشته تهران برگزار شد.

می توانید عکس هایی از این مراسم را در ادامه مشاهده کنید.

 

اکران خصوصی رگ خواب

لیلا حاتمی در اکران خصوصی فیلم رگ خواب

حضور لیلا حاتمی در اکران خصوصی فیلم رگ خواب

اکران رگ خواب

مهدی پاکدل و کوروش تهامی در اکران خصوصی رگ خواب

اکران خصوصی فیلم رگ خواب

کوروش تهامی بازیگر اصلی فیلم رگ خواب

لیلا حاتمی

 

کوروش تهامی و لیلا حاتمی در کنار هم

کوروش تهامی و لیلا حاتمی

همایون شجریان و برادرش

همایون شجریان و برادرش در اکران خصوصی فیلم رگ خواب

حمید نعمت الله کارگردان فیلم

حمید نعمت الله کارگردان فیلم رگ خواب

علی اوسیوند و همسرش حمیرا ریاضی

اکران خصوصی فیلم رگ خواب

دانلود رایگان فیلم نهنگ عنبر 2 با کیفیت HD

بازدید : 342 پنجشنبه 01 تير 1396 نظرات ()

دانلود رایگان فیلم ایرانی نهنگ عنبر ۲ با کیفیت اصلی 1080p 720p 480p و لینک مستقیم 

Download nahang anbar 2 Movie

بزودی از سایت نکس وان دانلود 

دانلود فیلم نهنگ عنبر 2

دانلود فیلم نهنگ عنبر 2 

 

 

 

لینکهای دانلود

همزمان با پخش قرار میگیرد

دانلود با کیفیت 1080

دانلود با کیفیت 720p

دانلود با کیفیت 480p

دانلود با کیفیت

بیوگرافی زهره فکور صبور و همسرش +عکس ها و گفتگو

بازدید : 62 پنجشنبه 01 تير 1396 نظرات ()

زهره فکور صبور

بیوگرافی و زندگینامه

زهره فکور صبور بازیگر سینما و تلویزیون متولد 1 فروردین 1357 در تهران می باشد و 39 سال سن دارد.

پدر وی اهل کرمانشاه و مادرش سمنانی می باشند . وی 3 خواهر و 1 برادر دارد.

وی فعالیت هنری و بازیگری خود را با حضور در سریال از نفس افتاده در تلویزیون آغاز کرد. 

 همچنین فعالیت سینمایی خود را در سال 1380 با بازی در فیلم بوی گل سرخ ساخته ناصر محمدی آغاز نمود. 

آخرین حضور در تلویزیون سریال پنجری در نقش افسانه می باشد که سال ۹۶ پخش میگردد.

 

ازدواج و همسرش

اطلاعاتی در خصوص ازدواج و همسر وی در دسترس نمی باشد.

گفتگو با زهره فکور صبور 

از خانواده‌تان بگویید؟

من در یک خانواده 7 نفره زندگی می‌کنم، 3خواهر و 1برادر دارم و من خودم فرزند آخر خانواده هستم و با برادرم به علت اختلاف سنی کمی که حدود 1سال دارم رابطه بسیار نزدیک و صمیمی دارم.

زهره فکور صبور و همسرش

چطور پا در عرصه بازیگری گذاشتید؟

واقعیت این است که در تمام طول زندگیم به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم بازیگر شدن بود، سال 1375 که دیپلم گرفتم یکی از دوستانم که در عرصه تئاتر کودک فعالیت داشت، آن زمان نمایشی را در دست داشت  و به دنبال بازیگر برای نقش یک گل بود، به من پیشنهاد داد و من پذیرفتم. بعد از این تئاتر هم، با گروهی از دانشجویان تئاتر در نمایش‌نامه حملت نقشی ایفا کردم، بعد از این قضیه بازیگری برای من جدی‌تر شد، در حین تئاتر حملت دوستانم پیشنهاد دادند که گروهی برای تهیه دو فیلم به دنبال بازیگر هستند و من رفتم و فرم پر کردم و از آنجا بود که توانستم در فیلم باغ کوچک بی‌بی‌گل و همزمان با آن در فیلم روزگار جوانی به کارگردانی آقای شاپورقریب بازی کنم. وقتی این کارها تمام شد به کلاس بازیگری آقای سمندریان رفتم و آنجا دوره دیدم و به این شکل به این عرصه راه پیدا کردم.

مخالفتی برای بازیگر شدن شما در خانواده وجود نداشت؟

زمان بازیگر شدن من تنها کسی که با این مسئله مخالفت کرد برادرم بود و با توجه به اینکه من حدود 1سال داشتم که پدرم فوت کرد، حرف برادرم نه تنها برای من بلکه برای تمام اعضای خانواده‌ام مورد قبول بود، اما بعد از اینکه پشتکار مرا دید و سر ضبط  کارهای من حضور پیدا می‌کرد کم کم این مسئله را پذیرفت.

دلیل کم کار شدن شما در سال‌های اخیر چیست؟

در ابتدای کار و زمانی که سن و سال کمتر است، هر بازیگری دوست دارد همه نقش‌ها را تجربه کند، اما بعد از گذشت مدتی تمام نقش‌هایی که پیشنهاد می‌شود همه یکسان هستند و من این مسئله را دوست ندارم. من بعد از دلنوازان که نقش یک نابینا را داشتم و متفاوت با نقش‌هایی بود که قبلا بازی کردم، دوست دارم بازی‌هایم متفاوت باشد و نقشی را کار کنم که برای نزدیک شدن به آن کمی تحقیق کنم. البته اگر هم بخواهی منتظر نقش خاص بمانی هم خوب تبعاتی دارد که اولا باید مدت زیادی بیکار باشی و بالاخره بُعد مالی زندگی هم هست.

 نگران فراموش شدن نیستید؟

واقعیتش اول خیلی نگران این موضوع نبودم و زیاد به این موضوع  فکر نمی‌کردم، اما کم کم متوجه شدم وقتی آدم زیاد کار نمی‌کند فراموش می‌شود و حتی این مسئله در بُعد کاری هم تاثیرگذار است؛ اگر فیلم‌نامه خوبی باشد که در آن نقشی بسیار مناسب با نوع بازی من هم در آن وجود داشته باشد، زمانی که من کار نمی‌کنم از یاد کارگردان‌ها هم می‌روم و این به ضرر من و هر کسی که این رویه را انتخاب کرده است و برای همین است که به تازگی خیلی روی خاص بودن نقش تمرکزنمی‌کنم و نمایش‌نامه‌ها را راحت‌تر انتخاب می‌کنم.

اندازه محبوبیت خودتان را چه مقدار می‌دانید؟

اگر بخواهم از لحاظ خودم جواب دهم از برخوردی که با مردم دارم، می‌توانم بگویم من را دوست دارند، اما من با چه تعداد آدم باید سرکار داشته باشم که بگویم از نظر همه محبوب هستم، اما خوشبختانه تا امروز با هر که برخورد داشتم برخورد مناسبی با من داشتند و دوستم دارند.

زهره فکور صبور

اینستاگرام زهره فکور صبور: instagram / ZohreFakour

تا چه اندازه نقش‌ها در شما تاثیر دارند؟

شاید درست نباشد اما من تا مدتی بعد از بازی در یک کاراکتر خیلی با آن نزدیک هستم و با آن زندگی می‌کنم و در زندگی عادی من هم وارد می‌شود. حتی گاهی اتفاقی می‌افتد که با خودم می‌گویم مثلا کاش آن قسمت فیلم را به یک شکل دیگری بازی می‌کردم. اما به مرور از حال و هوای بازی‌هایم در می‌آیم.

چه زمانی انسان خوشبخت است؟

خوشبختی در پول، ثروت و… این‌ها نیست و من با این سوال شما یاد جمله آقای انتظامی افتادم که می‌گفتند خوشبختی در دل آدم باید باشد و وقتی دلت خوش باشد آدم خوشبختی هستی که واقعا هم درست است.

آیا شما خود را خوشبخت می‌دانید؟

خوب نمی‌توانم صددرصد جواب بدهم اما تا حدودی ولی نه خیلی زیاد خوشبخت هستم.

به عنوان یک بازیگر زن، چقدر ظاهر را در بازیگری موثر می‌دانید؟
‌ ببینید زمانی که من شروع به کار کردم مثلا سال 1379 چهره و استیل خیلی زیاد موثر نبود و بیشتر مهارت بازیگری اهمیت داشت، ولی امروزه به این مسئله بیشتر بها داده می‌شود و کسانی را می‌بینم که چهره و استیل خوبی دارند اما وقتی وارد بطن بازی آن‌ها می‌شویم متوجه ضعف‌هایشان خواهی شد. به نظر من چهره و استیل بدنی برای بازیگر لازم است اما نباید از اصل بازیگری که نحوه بیان، لحن خوب و مسائلی این چنینی است غافل شد.

بنابراین حتما رژیمی هستید؟

شدیدا، من از بچگی زیاد ورزش می‌کردم و زمانی وارد بازیگری شدم، بخشی از زمان ورزش کردنم به کارم اختصاص یافت و این چنین کمی از ورزش دور شدم و این مسئله هم چاقی و اضافه وزن را همراه دارد. من رژیمی که بگویم هیچی نمی‌خورم ندارم اما خیلی رعایت می‌کنم و مسئله‌ای هم که هست من ذاتا آدم گیاه‌خواری هستم و علاقه زیادی هم به غذاهای آب‌پز و بخارپز دارم و صرفا به خاطر رژیم، تغذیه‌ام این چنینی نیست. 

 بیشتر بیرون غذا می‌خورید یا در خانه؟

من غذای بیرون خیلی باب میلم نیست و اگر برای تفریح بیرون بروم ترجیح می دهم به یک سینما بروم تا به یک رستوران و اگر به رستوران بروم سعی می‌کنم غذاهای خیلی سبک مانند سوپ و سالاد بخورم به جای فست‌فودها.

بیوگرافی زهره فکور صبور

اهل مسافرت هستید؟

من خیلی سفر را دوست دارم ولی الان کمتر می‌روم اما ۴،۵ سال پیش اگر دو روز هم کار نداشتم به مسافرت می‌رفتم به طوری که می‌توانم بگویم سفر مرا بسیار خوشحال می‌کند می‌توانم بگویم مکانش خیلی برایم اهمیت ندارد، اما در بین شهرها مشهد، شمال و شیراز را خیلی دوست دارم و همیشه پیشنهادهای کاری شهرستان را خیلی دوست داشتم.

به نظر شما دختر دست‌پخت خوبش را از مادر به ارث می‌برد؟

دست‌پخت مادرم بسیار خوب است، گاهی به قدری هوس غذاهایش را می‌کنم که برای خوردن یک قاشق از غذاهایش سریع به آن‌جا می‌روم. شما هر اندازه که دلتان بخواهد من کارهای خانه را بسیار خوب انجام می‌دهم اما آشپزیم خوب نیست و فقط غذاهایی که دوست دارم را خوب درست می‌کنم که بیشتر هم، انواع سالادها و سوپ‌ها هستند. من عاشق بادمجان و غذاهایی که با بادمجان درست می‌‌شود هستم و هر وقت مادرم این غذاها را می‌پزد، من فورا به آن جا می‌روم.

رابطه دوستی‌تان با بازیگران چطور است؟

من تقریبا سعی می‌کنم با تمام بازیگران رابطه خوبی داشته باشم، ولی اخلاقی که دارم که نمی دانم خوب است یا بد، دوستان خیلی صمیمی‌ام، دوستانی هستند که از دوران بچگی با آن‌ها دوست بودم و نمی‌توانم سریع دوست صمیمی برای خودم پیدا کنم.

در کنار بازیگری چه کارهای دیگری انجام می‌دهید؟

من از بچگی عاشق خیاطی و بافتنی بودم و در چند سالی که کمتر کار می‌کردم، دوره‌های طراحی دوخت و طراحی پارچه را هم آموزش دیدم و اکنون در کنار بازیگری کارهای طراحی و دوخت انجام می‌دهم.

بهترین فیلم مورد علاقه‌تان چیست؟

کازابلانکا را همیشه دوست داشتم و بعد از این همه دیدن، باز هم برایم جذابیت دارد.

از شرایطی که اکنون در آن هستید راضی هستید؟

اگر اکنون به انتخاب خودم بود شاید بازیگری را به عنوان حرفه انتخاب نمی‌کردم، بازیگر در یک مدت زمان کوتاه درآمد و موقعیت‌های خیلی خوبی دارد و به طور کلی همه چیز بر وفق مرادش هست، اما در طرف دیگر بیکاری و بالا، پایین‌های زیاد دارد و برای من طی کردن این مسائل سخت است. اما بازیگری خاصیتی دارد که آدم را نمک‌گیر می‌کند و اگر هم بخواهی یک مدتی کنار باشی باز وسوسه کار به سراغت می‌آید.

عکسهای زهره فکور صبور

بهترین و بدترین اخلاق زهره فکور صبور؟

بدترین اخلاقم این است که حرف مردم خیلی روی من تاثیر می‌گذارد و با یک حرف خیلی ناراحت و با یک حرف خیلی خوشحال می‌شوم و به نظرم بهترین اخلاقم این هست که خیلی سریع می‌بخشم.

حرف آخر؟

برای تمام مخاطبانتان آرزوی خوشبختی و سلامتی را دارم. 

فیلم های سینمایی زهره فکور صبور 

کنسرت روی آب (۱۳۸۹)
دوشیزه باران (۱۳۸۶)
بوی گل سرخ (۱۳۸۰)

زهره فکور صبور ,بیوگرافی زهره فکور صبور ,عکس زهره فکور صبور

سریالهای زهره فکور صبور 

سریال پنجری

دردسرهای عظیم ۲
دردسرهای عظیم
دلنوازان

گروه هفت
کاشانه
همسفر

یکی‌بود یکی‌نبود
مسافری از هند
سه پنج دو

گروه ویژه
نیستان
روزهای آرزو
بی بی گل

روزگار جوانی (۱۳۷۷)
نرگس
از نفس افتاده

بیوگرافی زهره فکور صبور و همسرش +عکس ها و گفتگو

بازیگران فیلم آینه بغل + داستان فیلم

بازدید : 291 پنجشنبه 01 تير 1396 نظرات ()

فیلم اینه بغل

فیلم آینه بغل به کارگردانی منوچهر هادی اواخر خرداد ماه 96 فیلمبرداری اش را لواسان که لوکیشن اصلی فیلم است  آغاز نمود .

زمان اکران دقیق این فیلم مشخص نیست ولی احتمالا اولین نمایش آن در جشنواره فجر امسال اتفاق خواهد افتاد.

در ادامه به معرفی بازیگران و خلاصه داستان فیلم می پردازیم.

 

بازیگران فیلم اینه بغل

بازیگران فیلم آینه بغل

محمدرضا گلزار / جواد عزتی / یکتا ناصر / نازنینی بیاتی / سیامک صفری / مه لقا باقری / رسول نجفیان و رایان شایگان

محمدرضا گلزار در فیلم آینه بغل

موضوع داستان فیلم آینه بغل

درخلاصه داستان “آینه بغل” آمده است که قیمت اینه بغل ماشین بعضى ها برابر تمام زندگى خیلى هاست.

عوامل فیلم

کارگردان:منوچهر هادی، دستیار اول برنامه زیر: نغمه نظری، دستیار کارگردان: مجتبی طاهرخانی، حمید باب الوائجی، منشی صحنه: رضا بقایی، عکاس:معین باقری، فیلمبردار پشت صحنه:مهدی کریمی، مدیرفیلمبرداری:روزبه رایگا، دستیار اول فیلمبردار: رضا نوروزی، نورپرداز:سید کشی پور،

دستیاران فیلمبردار:مسعود عباسی، محمد نصیری،حسین قشقایی، فرهاد نصرالهی، حامد خراسانی، مسئول دوربین:حسام سلیمی، صدابردار:جواد مقدس، دستیارصدا:میلاد ملکی، مجید صداقتی، طراح گریم: آرزوحلاجی، دستیاران گریم: وحید شیرزاد، مینا اصلانی، طراح صحنه ولباس:محسن غلامی، دستیارصحنه:فرهاد نصرتی، محسن جوادشکریان، دستیار لباس:آرتا ماهان، قدسیه خاک، مسئول حیوانات: امیر رهبری،

جلوه های ویژه تصویری:فرید فصیحی، هلی شات:شهروزکیایی، مدیرتولید: شهاب علی بخشی، جانشین تولید: عباس نصرالله، مدیر تدارکات:محمدرضاعبدالهی، دستیار اول تداراکات: محسن ظفری، گروه تدارکات:سجادامانی، افشین حیدری، مهدی حیدری،داودقانع،الماسی، ایوبی، جوادمیرزایی.

بیوگرافی رضا داود نژاد و همسرش غزل بدیعی

بازدید : 396 پنجشنبه 01 تير 1396 نظرات ()

رضا داود نژاد

بیوگرافی و زندگینامه

رضا داود نژاد بازیگر سینما و تلویزیون متولد 1359 در تهران می باشد.

وی فعالیت هنری و بازیگری را از سال 1365 با بازی در فیلم بی پناه آغاز نمود. 

«مصائب شیرین»، نامش را بر سر زبان ها انداخت و نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد و دعوت برای حضور در جشنواره سینمایی فوکوئوکای ژاپن را برایش به ارمغان آورد. 

داوود نژاد داور هفدهمین دوره جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان (1381) بود.

وی پس از چند سال دوری از تلویزیون قرار است در سال 96 به عنوان بازیگر در سریال پنچری حضور داشته باشد.

 

ازدواج و همسر

همسر رضا داود نژاد غزل بدیعی (خواهر مرحوم عسل بدیعی می باشد) که چند سال پیش با هم ازدواج کرده اند.

رضا داود نژاد و همسرشداستان ازدواج آشنایی شما چطور بود؟

رضا: داستان آشنایی ما بر می گردد به خواهرهای ما 8  سال پیش خواهرمن زهرا، خانه عسل بدیعی خواهر خانم من دعوت بود. برای اولین بار غزل را که می بیند به غزل می گوید بیا عروس ما شو ( می خندد) در واقع آشنایی ما به واسطه خواهرهای ما بود.

غزل: البته از وقتی این جمله ها ردوبدل شد تا آشنایی من و رضا حدود 4 سال گذشت.

رضا: بله 4 سال پیش که غزل را برای اولین بار دیدم،  پسندیدم (هردو می خندند) … یاد می آید وقتی غزل را دیدم تمام دوروبری هایم به من می گفتند غزل؟ عمراً! مرتب به گوشم می رساندند که غزل دوست ندارد ازدواج سینمایی داشته باشد. اما خب چاره ای نبود ( می خندد).

رضا داود نژاد فرزند علیرضا داود نژاد است که از کارگردانان سینما می باشد.

رضا داود نژاد و پدرش

 

گفتگو با رضا داود نژاد و همسر او / از بیماری اش تا ازدواج

چقدر خوب است که سرحال و سرپایی، الان چطوری؟

در حال حاضر شغل شریف استراحت را سپری می کنم. آبان ماه یک جراحی دیگر دارم بعد از آن هم باید 4-5 ماه استراحت کنم.

همیشه وقتی تورا می دیدم فکر می کردیم چقدر خوب است که کسی بتواند آنقدر اراده داشته باشد و این همه کاهش وزن، اما انگار کلیت ماجرا این است که اگر آدم با چاقی اش کنار بیاید به نفعش است!

واقعیت این است که هرطور که باشی یک حرفی در می آید. وقتی لاغر شدم همه دوروبری هایمان می گفتند بس کن بگذار کمی چاق شوی. آن موقع به 76 کیلو رسیده بودم و در کار «فراموشی» مشغول بودم. مردم که من را می دیدند می گفتند وقتی چاق بودی با نمک تربودی. در حالی که وقتی هم که وزنم بالا بود همه به من گفتند چه کار می کنی داری می ترکی. من هم در کل دائم دنبال یک خطر تعادل هستم که یک جایی آن را پیدا کنم.

الان چند کیلویی؟

به دلیل جراحی هایی که انجام دادم نمی توانم فعالیت کنم و دائم در خانه نشسته ام تا همل جراحی را انجام بدهم. من زمانی که به بیمارستان رفتم 110 کیلو وزن داشتم. در حال حاضر هم بعد از این همه خانه نشینی 94 کیلو هستم. البته مردم به من می گویند رضا چاق شده ای منظورم این است که این جمله چاق شدی، لاغر شدی همیشه با آدم هایی که اضافه وزن دارند هست.

البته خود من شخصاً عاشق چاقی هستم. حتی وقتی لاغر شدم دلم برای وزن زیاد تنگ شده بود احساس می کنم وقتی چاقم بامزه تر هستم. به هر حال حجم و ابعاد زیادم را بیشتر دوست دارم.

به خصوص که شما چهره آشنایی دارید و مردم یک تصویر ذهنی از شما دارند. وقتی آن تصویر تغییر می کند، به خصوص در مرحله کاهش وزن، پوست صورت هم جمع می شود و مردم خوش شان نمی آید.

این مربوط است به تصوری که از آدم دارند. بعد از اینکه حالم بد شد و به بیمارستان رفتم، مردم از روی دلسوزی به من می گفتند ای کاش که هیچ وقت لاغر نمی شدی به هر حال هنوز اندر خم پیچ این کوچه هستم!

بیوگرافی رضا داوود نژاد

اینستاگرام رضا داود نژاد : instagram / rezadavoodnejad

آنقدر نخوردم که افتادم

ظاهراً جراحی های نامتعارفی برای کاهش وزنت انجام دادی که کارت به بیمارستان کشید.

بله، اصل داستان این است که من 10 سال پیش معده ام را کوچک کردم و این جراحی مشکلات زیادی برایم به وجود آورد. بعد از آن سیستم گوارشی ام دچار اختلالاتی شد و مجبور به تحمل بای پس روده ام شدم و باید بعد از این جراحی، خیلی مسائل را رعایت می کردم. باید آمپول و سرم هایی می زدم، اما من وقتی روی دور لاغر شدن افتادم هیچ کدام از مسائل پزشکی ام را رعایت نکردم. این بی خیالی باعث شد که بدنم تحلیل برود. به همین دلیل هم بعد از پیوند بهبود من خیلی طول کشیده. معمولاً بعد از پیوند اعضا افراد خیلی سریع مرخص می شوند. اما من چون ضعف شدید جسمی داشتم جراحی ام خیلی سنگین تر انجام شد.

وقتی شروع می کنی به غذا نخوردن بدن عادت می کند و تو فکر می کنی چقدر خوب که اشتها ندارم.

بله، من یک جنگی با نخوردن پیدا کرده بودم، طوری شده بودم که از غذا خوردن فرار می کردم. غزل (همسرم) متوجه شده بود به محل فیلمبرداری می آمد و مجبورم می کرد رو به رویش بنشینم و غذا بخورم. قبل تر یواشکی و دور از جمع غذا می خوردم الان باید جلوی چشم ها غذا بخورم که دیگران ببینند.

حالا به هم وابسته تریم

خانم بدیعی قاعدتا بیشترین درگیری ها را در این مدت، شما داشتید به خصوص خبرهای نا امید کننده ای که در این وقت به گوشتان می رسید. این مدت را چطور پشت سرگذاشتی.

غزل بدیعی: روزهای خیلی بدی را گذراندم. حجم تلفن ها و ملاقات های رضا هم خیلی زیاد بودو البته این دوران در عین تلخی دوران خوبی برایمان بود. نتیجه این روزها اثار خوبی برای هردوی ما داشت.

رضا داوود نژاد و همسرش

منظورتان از این آثار چیست؟

قبل از این نمی دانستیم مردم تا این حد رضا را دوست دارند. در این دوره مردم دوستان آنقدر به ما محبت کردند که واقعا برای من غیر قابل تصور بود. رضا وقتی درآی سی یو بستری بود از ساعت 3 تا 5 که وقت بازدید بیمارها بود هر روز حدود 200 نفر از دوستان و آشنایان جمع می شدند. تازه رضا هم وضعیتش طوری نبود که بتواند آنها را ملاقات کند و بیشتر من کنارشان بودم . حمایت دوستان در آن دوران خیلی به من کمک کرد.

پشت سرگذاشتن این بحران روی زندگی شخصی شما تاثیر هم گذاشت؟

غزل: فکر می کنم بله خیلی.

رضا: به هرحال ما یک دوره سخت را پشت سر گذاشتیم.  من به مرزهای خیلی خطرناکی نزدیک شدم. این اتفاق بعد از گذشتن 2 سال قبل از ازدواج ما پیش آمد من و غزل 2 سال قبل از ازدواجمان با هم نامزد بودیم و چه در دوره نامزدی و چه در زندگی مان همیشه با هم خوب بودیم و هیچ وقت مشکلی با هم نداشتیم و همیشه فکر می کردیم رابطه مان در آخرین حدی است که می تواند بین زن و شوهر باشد و این دوران بیماری من هم وابستگی مان را خیلی بیشتر کرده است. به هرحال پدرو مادر رابطه فرزندی و پدر و مادری دارند که طبیعی است اما غزل در تمام این روزها کنار من بود و روزهای خیلی سختی را پشت سرگذاشت.

هیچ وقت به روی خودم نیاوردم

تصویری که همیشه از تو وجود دارد تصویر یک فرد با روحیه است که به نظر من این انرژی به تو کمک زیادی کرد.

بله، معمولاً در طول بیماری هم مریض خوبی هستم. روحیه ام را از دست نمی دهم. اگر چه باید اعتراف کنم یکی از دلایلی که آمپول ها و سرم های ویتامینم را نمی زدم ترس بود.

شما در وجود خودت هیچ وقت به ترس از دست دادن رسیدی؟

خوشبختانه فکر می کردم خیلی وضعیت حادی ندارم. تنها چیزی که نگرانم می کرد دوروبری هایم بودند که این موضوع که می دانستم از دست دادن من برایشان خیلی سخت است، توانست من را نگه دارد. یعنی دیدم اگر اتفاقی برای من بیفتد غزل، پدرم، مادربزرگم و خواهرم به کجا می رسند. پذیرفته بودم اتفاقی است که برایم پیش آمده است و خیلی سریع با آن کنار آمدم اما تنها چیزی که دائم فکرم را مشغول می کرد این بود که بعد از این ماجرا چه ضربه ای به آدم های دورو برمن خواهد خورد. این ترس به من انگیره ماندن می داد.

رضا داود نژاد

در این مدت خواب هم می دیدی؟

بله کلا در یک دنیای دیگر سیر می کردم نه اینکه بگویم خواب های عجیب و غریب این دنیا و آن دنیا را دیدم ، نه. اما حال خاصی داشتم امیدورام کسی آن حال را تجربه نکند ولی یک عالم خاصی بود که حسی است و قابل گفتن نیست.

به خاطر ازدواجت تصمیم به لاغر شدن گرفتی؟

نه اتفاقا زمانی که من و غزال آشنا شدیم درست بیشترین وزن زندگی ام را داشتم. من کلا با چاقی ام مشکل نداشتم. شاید دلیل بالا رفتن وزنم هم همین مسئله بود.

گفتیم شاید جزء شرط های ازدواجت پایین آوردن وزن بود.

نه، بعد از دوران آشنایی و نامزدی مان تصمیم گرفتن وزنم را پایین بیاورم. اتفاقا غزل شاکی بود که وزنم را پایین آوردم. به بابام می گفت رضا را به من قالب کرده این چینی است من که دیدمش چاق بود.

فاصله آشنایی تا ازدواجتان چقدر طول کشید؟

2سال مهر 2 سال قبل مراسم ازدواجمان بود.

به نظرم هیچ خانواده ای مثل خانواده داوودنژاد خانواده بودنشان رو نیست. شما همیشه کنار هم هستید در حالی که خیلی ها اهل به نمایش گذاشتن خانواده نیستند.

واقعاً دلیل بودن خودمن در سینما تاثیر مستقیم و کار پدرم در خانواده بود و همه ما به واسطه پدر و تجربه های او وارد سینما شدیم نمی توان این موضوع را نفی کرد.

روزی که گریه کردم

همیشه کنار مادر بزرگ و عمه و عمو بوده اید. آیا هنوز هم همان خانواده احساسی و به هم متصل هستید که ما از بیرون می بینیم؟

رضا: جاب این سوال را باید از غزل بپرسید.

غزل: صددرصد همان صمیمیتی که دیگران تصور می  کنند در خانواده رضا وجود دارد. رابطه همه اعضای خانواده با هم خیلی نزدیک تر از بقیه خانواده هاست. ما هم همه و خاله داریم اما به این شکل در زندگی هم سهم نداریم. ولی خانواده رضا خیلی عاطفی اند و به هم وابستگی دارند.

این جداشدن از خانواده بعد از ازدواجت چقدر برایت سخت بود.

رضا: من از 15 سالگی ام زندگی مجردی را تجربه کردم یعنی از خانواده ام جدا شدم . در فاصله این 15 سالی که تنها زندگی می کردم و بیشتر دوستانم در کنارمن ازدواج کردند متاسفانه بعضی ها طلاق هم گرفتند. حتی دوباره ازدواج کردند و بچه دار هم شدند ولی من هیچ وقت ازدواج نکردم با اینکه از خانواده ام جدا شده بودم همچنان در کنار همدیگر بودیم. مثلا من با مادر بزرگم 2 روز یک بار صحبت می کنم، یا با عمه ام رابطه نزدیکی دارم، با پدر، مادر و خواهرم هم که خیلی بیشتر. ما هرموقع که وقت کنیم دور هم هستیم. این دور همی ها جزء برنامه های اصلی زندگی مان است.

و شب عروسی گریه نکردی؟

رضا: نه اصلا گریه نکردم. غزل دور شدن از پدرو مادرش  برایش آسان نبود و خیلی جای خالی پدرو مادرش را احساس می کرد اما به حد گیره و زاری نرسید.

من اولین بار که خانه گرفتم و از خانه پدرم وسایلم را جمع کردم که به خانه خودم ببرم، این اتفاق برایم افتاد. مادرم و خواهرم گریه کردند اما فقط همان یکبار گریه کردند. چون زمانی که در خانه بودم خیلی شر بودم و همه را اذیت می کردم! بعد از ررفتنم خانواده ام به آرامش رسیدند!
دارم کیک می پزم حرفه ای

تو از 15 سالگی فعالیت کاری داشتی و دستت در جیب خودت بود.

بله وقتی تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم پدرم به من گفت باید دیگر دستت هم در جیب خودت باشد. ندارم و پول آب و برق و تلفن من را بدهید وجود ندارد. من اصولا آدمی نیستم که یکجا بنشینم، یعنی همین الان که مجبورم خانه نشین باشم زدم به کار شیرینی پزی و آشپزی مرتب کیک می پزم و می فرستم برای دوستانم. یعنی اینکه بخواهم تنها بنشینم و فیلم ببینم کلافه ام می کند. با توجه به اینکه نور آفتاب و هوای بیرون برایم ضرر دارد تصمیم گرفتم بروم لوازم تخصصی شیرینی پزی بخرم و شروع کنم به شیرینی پزی بعد با سامان گلریز صحبت کردم کلاس آشپزی به من معرفی کرد که بروم دوره آشپزی تخصصی ببینم.

غزل: رضا کلا نمی تواند در خانه بماند آدمی است که در کل آرام و قرار ندارد.

بیماری رضا داود نژاد

در شیرینی پزی به چه مراحلی رسیدی؟

رضا: به مراحل خوبی رسیدم.

غزل: روزی دو مدل شیرینی می پزد آن هم شیرینی حرفه ای.

تصمیم نداری نمایشگاه برگزار کنی؟

نه، برگزاری این نمایشگاه ها کار بقیه بازیگرهاست؛ کار من نیست ( می خندد) .

زندگی با رضا با آن تصوراتی که در ذهنت بود تطبیق داشت یا با آدم جدیدی روبه رو شدی؟

غزل: یکسری از خصوصیات رضا را می شناختم اما خب یکسری چیزها هم هست که در زندگی با آن روبه رو شدم اما آنقدر مسئله دار نبود که جا بخورم. اگر کسی خوب زندگی کند فرقی نمی کند که سینمایی باشد یا غیر سینمایی.

البته شاید دلیل آن هم آشنایی شما با فضای سینما از قبل بوده است.

غزل: بله، خواهر من چندین سال است که در سینما  فعالیت دارد من هم با او به سرصحنه می رفتم و بااین فضا آشنا بودم.

بدترین قسمت زندگی با یک بازیگر چیست؟

رضا: غزل نسبت به من خیلی آدم آرامی است. بعضی  وقت ها به صحنه که می آید همه از من شکایت می کنند. همه به او می گویند «غزل تو چطور با او زندگی می کنی؟ ! رضا ارام و قرار ندارد». من در صحنه آدم پرانرژی ای هستم و حتی شده که ترقه بر تکانم! بچه ها همیشه از شلوغ کاری های من شکایت دارند. غزل هم گاهی صدایش در می آید که بابا رضا کمی مراعات کن.

فیلم های رضا داوود نژاد

فراری (۱۳۹۵)
کلاس هنرپیشگی (۱۳۹۰)
خیابان‌های آرام (۱۳۸۹)

دردسر بزرگ (۱۳۸۹)
زنها شگفت انگیزند (۱۳۸۹)
کنسرت روی آب (۱۳۸۹)
مرهم (۱۳۸۹)

همه چی آرومه (۱۳۸۹)
نیش زنبور (۱۳۸۸)
تیغ زن (۱۳۸۷)

چپ دست (۱۳۸۴)
هوو (۱۳۸۴)
هشت پا (۱۳۸۳)

روایت سه‌گانه (اپیزود دوم، شوخی‌های خدا) (۱۳۸۲)
بانوی کوچک (۱۳۸۰)
بچه‌های بد (۱۳۷۹)

مصائب شیرین (۱۳۷۷)
بی‌پناه (۱۳۶۵)

سریال های رضا داود نژاد

پنجری
پشت کنکوری ها
نون و ریحون

بیوگرافی رضا داود نژاد و همسرش غزل بدیعی

تعداد صفحات : 11

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
اهنگ شاد,دانلود آهنگ شاد ایرانی,اهنگ شاد 93,اهنگ مجلسی شاد عروسی 1393,دانلود اهنگ شاد عروسی,اهنگ شاد 2014,شادترین آهنگ ایرانی,آهنگ شاد سنتی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 101
  • کل نظرات : 60
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 122
  • آی پی امروز : 29
  • آی پی دیروز : 33
  • بازدید امروز : 107
  • باردید دیروز : 43
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 150
  • بازدید ماه : 822
  • بازدید سال : 6,323
  • بازدید کلی : 1,097,702